ترجمه "Violet" به فارسی

بنفشه, بنفشه, بنفش بهترین ترجمه های "Violet" به فارسی هستند.

Violet proper

A female given name from the English noun violet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنفشه

    noun proper
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Violet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

violet adjective noun دستور زبان

A bluish-purple colour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنفشه

    noun

    plant

    As he took her in his arms a wave of synthetic violets flooded his nostrils.

    در آغوشش که گرفت، موجی از عطر بنفشه مشامش را پر کرد.

  • بنفش

    noun adjective

    colour [..]

    The rooks were tumbling pell mell among the violet clouds of autumn.

    زاغها در میان ابرهای بنفش رنگ پاییزی سرو صدا میکردند.

  • (رنگ) بنفش

  • ترجمه های کمتر

    • (گیاه شناسی) بنفشه (جنس Viola از تیره ی Violacea)
    • اسم خاص مونث (مخفف : Vi)
    • انواع گل های بنفشه مانند مثل بنفشه ی افریقایی و بنفشه های فرنگی یاpansy
    • بنفش رنگ
    • بنفش فام
    • بنفشههای حقیقی

تصاویر با "Violet"

عباراتی شبیه به "Violet" با ترجمه به فارسی

  • (ماده ی بنفش رنگی که در گندزدایی و همچنین در نمایان سازی برش های زیر میکروسکوپ کاربرد دارد) ویوله دو ژانسین
  • بنفشههای حقیقی · جنس بنفشه · ویولا
  • (گیاه شناسی) لاله ی آلپی (جنس Erythronium به ویژه E. americanum بومی امریکا و همچنین E. denscanis بومی اروپا - هردو ازخانواده ی lily)
  • بنفش آزو
  • بنفشه پشمالو
  • (گیاه شناسی) بنفشه ی پا مرغی (Viola pedata)
  • (در طیف) نور بنفش · (عامیانه) فرابنفش
  • (عامیانه) آدم کمرو یا افتاده
اضافه کردن

ترجمه های "Violet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه