ترجمه "violently" به فارسی

سخت, بشدت, شدیدا بهترین ترجمه های "violently" به فارسی هستند.

violently adverb دستور زبان

In a violent manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    D'Artagnan saw from the expression of the queen's face that she was about to issue some violent command.

    دارتینیان در سیمای ملکه مشاهده نمود که میخواهد حکمی سخت بدهد.

  • بشدت

  • شدیدا

    Deep in the isolated forest, the emotions of Eren and Reiner violently clash.

    در اعماق جنگل ارن و راینر شدیدا احساساتی میشوند

  • ترجمه های کمتر

    • بعنف
    • جابرانه
    • جبرا
    • بزور
    • به تندی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " violently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "violently" با ترجمه به فارسی

  • قتل
  • (بسیار) شدید · (رنگ و غیره) بسیار درخشان · آشوب آمیز · تحریف آمیز · تند · جلف · خشم آمیز · خشن · خشونت آمیز · دنت · زننده · ستهم · سخت · شديد · مسخ کننده (متن یا معنی و غیره) · پر خشونت · پرشور و آشوب · پرهیجان
  • تغییر ناگهانی هوا
  • (بسیار) شدید · (رنگ و غیره) بسیار درخشان · آشوب آمیز · تحریف آمیز · تند · جلف · خشم آمیز · خشن · خشونت آمیز · دنت · زننده · ستهم · سخت · شديد · مسخ کننده (متن یا معنی و غیره) · پر خشونت · پرشور و آشوب · پرهیجان
اضافه کردن

ترجمه های "violently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه