ترجمه "violent" به فارسی
سخت, تند, شديد بهترین ترجمه های "violent" به فارسی هستند.
violent
adjective
verb
noun
دستور زبان
Involving extreme force or motion. [..]
-
سخت
adjectiveD'Artagnan saw from the expression of the queen's face that she was about to issue some violent command.
دارتینیان در سیمای ملکه مشاهده نمود که میخواهد حکمی سخت بدهد.
-
تند
adjective adverbAre you trying to tell me she's violent?
می خوای بهم بگی که تند خو شده ؟
-
شديد
Well, she was very violent with the gown.
خوب ، اون با لباسش هم خيلي شديد برخورد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- دنت
- خشن
- زننده
- پرهیجان
- ستهم
- جلف
- (بسیار) شدید
- (رنگ و غیره) بسیار درخشان
- آشوب آمیز
- تحریف آمیز
- خشم آمیز
- خشونت آمیز
- مسخ کننده (متن یا معنی و غیره)
- پر خشونت
- پرشور و آشوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " violent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "violent" با ترجمه به فارسی
-
قتل
-
تغییر ناگهانی هوا
-
بزور · بشدت · بعنف · به تندی · جابرانه · جبرا · سخت · شدیدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن