ترجمه "violator" به فارسی

غاصب, ناقص, متجاوز بهترین ترجمه های "violator" به فارسی هستند.

violator noun دستور زبان

One who violates (a rule, a boundary, another person's body, etc.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غاصب

    noun
  • ناقص

    adjective

    I don't understand a cop violates his conscience

    من وجدان ناقص يه پليس رو درک نميکنم

  • متجاوز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " violator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "violator" با ترجمه به فارسی

  • تخلف دسترسی
  • (به ویژه مکان های مقدس) بی حرمتی · ایجاد اختلال · بر هم زنی · تجاوز · تجاوز جنسی · تخطی · تخلف · ترور · توهین · زنای به عنف · زیر پا گذاری · عدم احترام · غصب · فلخت · نقش · نقض · هتاکی · هتک حرمت
  • (به مقدسات) توهین کردن · (قانون و غیره) شکستن · به هم زدن · بی حرمتی کردن · بی عدالتی کردن · تجاوز به عنف کردن · تجاوز کردن · تخطی کردن · تخلف کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پاگذاشتن · سخت عصبانی شدن · غارت کردن · مختل کردن · مخل شدن · مرتکب زنای به زور شدن · نقض کردن
  • (به ویژه مکان های مقدس) بی حرمتی · ایجاد اختلال · بر هم زنی · تجاوز · تجاوز جنسی · تخطی · تخلف · ترور · توهین · زنای به عنف · زیر پا گذاری · عدم احترام · غصب · فلخت · نقش · نقض · هتاکی · هتک حرمت
  • (به مقدسات) توهین کردن · (قانون و غیره) شکستن · به هم زدن · بی حرمتی کردن · بی عدالتی کردن · تجاوز به عنف کردن · تجاوز کردن · تخطی کردن · تخلف کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پاگذاشتن · سخت عصبانی شدن · غارت کردن · مختل کردن · مخل شدن · مرتکب زنای به زور شدن · نقض کردن
اضافه کردن

ترجمه های "violator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه