ترجمه "violence" به فارسی
خشونت, شدت, زور بهترین ترجمه های "violence" به فارسی هستند.
Extreme force. [..]
-
خشونت
nounuse of physical force or power with the intent to inflict harm, possibly resulting in injury or death
Victory attained by violence is tantamount to a defeat, for it is momentary.
پیروزی با خشونت به دست آمده یک شکست است، چرا که لحظه ای است.
-
شدت
nounThe very violence of all these conflicting emotions forced him to it.
همان شدت انقلابات متضادش به تفکرش وامی داشت.
-
زور
nounTheir theoretical violence was the throwback from their weakness, their bitterness, and the suppression of their vitality.
هواداریتئوریکیشان از زور به تلافی ناتوانی خود و رنجشهای خود، به تلافی محدودیت زندگی خود بود.
-
ترجمه های کمتر
- جبر
- ستم
- آشوب
- آسیب
- تندی
- ویرانی
- سختی
- پرخاشگری
- ستهمی
- بلوا
- حدت
- زیان
- (متن یا معنی و غیره) مسخ سازی
- درنده خویی
- دستکاری (زیانبخش)
- عمل خشونت آمیز
- وحشی گری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " violence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A content descriptor developed by the Computer Entertainment Rating Organization (CERO).
"Violence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Violence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "violence" با ترجمه به فارسی
-
خشونت علیه زنان
-
کمپین روبان سفید: کمپین مردان علیه خشونت
-
خشونت با سلاح گرم
-
خشونت جنسی
-
خشونت دینی
-
خشونت خانگی
-
خشونت علیه مردان
-
خشونت فرقهای