ترجمه "violation" به فارسی
تجاوز, تخلف, نقض بهترین ترجمه های "violation" به فارسی هستند.
violation
noun
دستور زبان
The act or an instance of violating or the condition of being violated. [..]
-
تجاوز
noun -
تخلف
nounIf this gets out, it's the violation of publicity.
اگه اين فيلم بيرون پخش بشه ، يه تخلف تبليغاتيه.
-
نقض
Smoking on school grounds is a public health law violation.
سیگار کشیدن در مدرسه نقض قانون سلامت عمومی ـه.
-
ترجمه های کمتر
- تخطی
- نقش
- فلخت
- هتاکی
- غصب
- ترور
- توهین
- (به ویژه مکان های مقدس) بی حرمتی
- ایجاد اختلال
- بر هم زنی
- تجاوز جنسی
- زنای به عنف
- زیر پا گذاری
- عدم احترام
- هتک حرمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " violation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "violation" با ترجمه به فارسی
-
تخلف دسترسی
-
غاصب · متجاوز · ناقص
-
(به مقدسات) توهین کردن · (قانون و غیره) شکستن · به هم زدن · بی حرمتی کردن · بی عدالتی کردن · تجاوز به عنف کردن · تجاوز کردن · تخطی کردن · تخلف کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پاگذاشتن · سخت عصبانی شدن · غارت کردن · مختل کردن · مخل شدن · مرتکب زنای به زور شدن · نقض کردن
-
(به مقدسات) توهین کردن · (قانون و غیره) شکستن · به هم زدن · بی حرمتی کردن · بی عدالتی کردن · تجاوز به عنف کردن · تجاوز کردن · تخطی کردن · تخلف کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پاگذاشتن · سخت عصبانی شدن · غارت کردن · مختل کردن · مخل شدن · مرتکب زنای به زور شدن · نقض کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن