ترجمه "Visage" به فارسی
سیما, چهره, رخسار بهترین ترجمه های "Visage" به فارسی هستند.
visage
noun
دستور زبان
Countenance; appearance; one's face. [..]
-
سیما
nouncountenance; appearance; face
-
چهره
nouncountenance; appearance; face
The visage I saw in this cup was not yours, Your Highness.
چهره اي که من توي جام ديدم مال شما نبود والاحضرت.
-
رخسار
nouncountenance; appearance; face
-
ترجمه های کمتر
- رخ
- صورت
- قیافه
- رو
- ظاهر
- لقا
- لچ
- لیوان
- منظر
- دیم
- جنبه
- نما
- پک و پوز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Visage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Visage" با ترجمه به فارسی
-
- رو · - سیما · - قیافه · پسوند: - رخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن