ترجمه "abandoned" به فارسی

بی بند و بار, بی پروا, ترک شده بهترین ترجمه های "abandoned" به فارسی هستند.

abandoned adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of abandon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی بند و بار

  • بی پروا

  • ترک شده

    Thus our Saviour was abandoned by his Apostles, in his hour of greatest need.

    پس ناجي ما توسط حواريونش... در زماني که بيشترين نياز رو داشت ترک شد.

  • ترجمه های کمتر

    • دارای فساد اخلاقی
    • رها شده
    • متروکه
    • هرزه
    • ول شده
    • ویران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abandoned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abandoned" با ترجمه به فارسی

  • واگذاری
  • هزینه قطع غیر عادی
  • اشتیاق · به حال خود رها کردن · بی بند و باری · بی خیالی · بیخیالی · بیقیدی · ترک کردن · خود را تسلیم کردن · دست کشیدن · دل کندن · رها کردن · رهاسازی · رهایی · شور و شعف · صرفنظر کردن · قال گذاشتن · متوقف کردن · واگذاری · ول کردن
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
  • دست كشيدن · رها كردن
  • تعطیل یا توقف عملیات
  • ترک · ترک خدمت · دل کندن · صرفنظر · عدم تعقیب · فرار · متروکیت · واگذاری · کنارگذاری
  • ترک کننده · واگذارنده
اضافه کردن

ترجمه های "abandoned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه