ترجمه "abandonment" به فارسی

واگذاری, ترک, متروکیت بهترین ترجمه های "abandonment" به فارسی هستند.

abandonment noun دستور زبان

The act of abandoning, or the state of being abandoned; total desertion; relinquishment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واگذاری

    noun

    When, when did the abandonment of Moscow become inevitable?

    از چه موقع، پس از چه موقع واگذاری مسکو اجتنابناپذیر گشته است

  • ترک

    noun proper

    He abandoned his family.

    او خانواده اش را ترک کرد.

  • متروکیت

  • ترجمه های کمتر

    • کنارگذاری
    • صرفنظر
    • فرار
    • ترک خدمت
    • دل کندن
    • عدم تعقیب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abandonment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abandonment" با ترجمه به فارسی

  • واگذاری
  • هزینه قطع غیر عادی
  • اشتیاق · به حال خود رها کردن · بی بند و باری · بی خیالی · بیخیالی · بیقیدی · ترک کردن · خود را تسلیم کردن · دست کشیدن · دل کندن · رها کردن · رهاسازی · رهایی · شور و شعف · صرفنظر کردن · قال گذاشتن · متوقف کردن · واگذاری · ول کردن
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
  • دست كشيدن · رها كردن
  • تعطیل یا توقف عملیات
  • بی بند و بار · بی پروا · ترک شده · دارای فساد اخلاقی · رها شده · متروکه · هرزه · ول شده · ویران
  • ترک کننده · واگذارنده
اضافه کردن

ترجمه های "abandonment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه