ترجمه "abased" به فارسی

خوار, پست بهترین ترجمه های "abased" به فارسی هستند.

abased adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of abase. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوار

    verb noun

    So you see, my dear, you've abased yourself to no purpose.

    مي بيني عزيزم ، تو خودتو بي جهت خوار کردي.

  • پست

    noun adjective

    he abased himself, so far as to buy him a knife

    خود را تا آن مقدار حقیر و پست کرد که یک عدد چاقو برایش خرید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abased " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abased" با ترجمه به فارسی

  • (به زیر) خمیدن · اهانت کردن به · تحقیر کردن · خوار و خفیف کردن · خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن · رو به پایین شدن · ریاضت دادن · فروافکندن · پست کردن · کوچک کردن
  • تذلیل نفس · خود خوار داری · خود فروداری · فروتنی
  • تحقیر · خواری · پستی
  • (به زیر) خمیدن · اهانت کردن به · تحقیر کردن · خوار و خفیف کردن · خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن · رو به پایین شدن · ریاضت دادن · فروافکندن · پست کردن · کوچک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "abased" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه