ترجمه "abasement" به فارسی

خواری, تحقیر, پستی بهترین ترجمه های "abasement" به فارسی هستند.

abasement noun دستور زبان

The act of abasing, humbling, or bringing low; the state of being abased or humbled; humiliation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواری

    It says the exalted shall be abased and the mighty shall be brought low and the stiffnecked shall be broken.

    می گه تحقیرشدگان سربلند خواهد شد و زورمندان به خواری خواهند افتاد و گردنکشان، گردن شکسته خواهند شد.

  • تحقیر

    He was humble and meek, filled with self disparagement and abasement.

    افتاده و بردبار و سرشار از تحقیر نفس با انکار خود بود.

  • پستی

    Christophe was never disposed to think himself obliged to abase himself in return for service rendered

    کریستف معتقد نبود که مجبور باشد برای خدمتی که در حقش کردهاند تن به پستی دهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abasement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abasement" با ترجمه به فارسی

  • (به زیر) خمیدن · اهانت کردن به · تحقیر کردن · خوار و خفیف کردن · خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن · رو به پایین شدن · ریاضت دادن · فروافکندن · پست کردن · کوچک کردن
  • خوار · پست
  • تذلیل نفس · خود خوار داری · خود فروداری · فروتنی
  • (به زیر) خمیدن · اهانت کردن به · تحقیر کردن · خوار و خفیف کردن · خود را خوار شمردن · خود را کوچک کردن · رو به پایین شدن · ریاضت دادن · فروافکندن · پست کردن · کوچک کردن
اضافه کردن

ترجمه های "abasement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه