ترجمه "abashed" به فارسی
خجالت زده, شرمسار, دستپاچه بهترین ترجمه های "abashed" به فارسی هستند.
abashed
adjective
verb
دستور زبان
Embarrassed, disconcerted, or ashamed. [..]
-
خجالت زده
adjectiveembarrassed
Hello, Charlie, he said, looking appropriately abashed.
کمی خجالت زده به نظر میرسید. سلام چارلی
-
شرمسار
adjectiveembarrassed
'Perhaps not,' said Sam abashed.
سام شرمسار گفت:”شاید نداشتم.
-
دستپاچه
Amy came in hastily, and looked rather abashed when she saw her sisters all waiting for her.
ولی ای می که به جای مادر، از در وارد شده بود، وقتی دید که خواهرهایش ظاهراً منتظر وی ایستادهاند دستپاچه شده بود.
-
شرمزده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abashed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن