ترجمه "abetment" به فارسی

پشتی, مساعدت, تحریک بهترین ترجمه های "abetment" به فارسی هستند.

abetment noun دستور زبان

The act of abetting; as, an abetment of treason, crime, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشتی

    noun
  • مساعدت

  • تحریک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حمایت ازعمل بد
    • معاونت در جرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abetment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abetment" با ترجمه به فارسی

  • برانگیختن · به معاونت جرم واداشتن · تحریک به عمل بد کردن · شریک جرم کسی شدن · همدستی کردن
  • بر انگیخته · تحریک شده · مجبور
  • برانگیختن · به معاونت جرم واداشتن · تحریک به عمل بد کردن · شریک جرم کسی شدن · همدستی کردن
  • برانگیختن · به معاونت جرم واداشتن · تحریک به عمل بد کردن · شریک جرم کسی شدن · همدستی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "abetment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه