ترجمه "ablution" به فارسی
غسل, شستشو, وضو بهترین ترجمه های "ablution" به فارسی هستند.
ablution
noun
دستور زبان
(chemistry) Originally, the purifying of oils and other substances by emulsification with hot water; now more generally, a thorough cleansing of a precipitate or other non-dissolved substance. [from 15th c.] [..]
-
غسل
nounbut Queequeg, to my amazement, contented himself with restricting his ablutions to his chest, arms, and hands.
اما با کمال حیرت دیدم کویکوئگ به همان قناعت کرد که غسل دادن را به سینه و بازوان و دستهایش محدود سازد.
-
شستشو
brewing up their own food and performing their ablutions over the stern.
غذایشان را میپزند و در پاشنه کشتی شستشو میکنند.
-
وضو
-
ترجمه های کمتر
- آبدست
- (انگلیس - جمع) حمام و مستراح سربازخانه
- آب تعمید
- آب دست
- مایع مورد استعمال در غسل تعمید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ablution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن