ترجمه "abnormal" به فارسی

آنرمال, غیر عادی, غیرعادی بهترین ترجمه های "abnormal" به فارسی هستند.

abnormal adjective noun دستور زبان

Not conforming to rule or system; deviating from the usual or normal type. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنرمال

    of or pertaining to behaviour that deviates from norms

    Will Nisha and Rohit's children be normal or abnormal?

    اينکه بچه هاي روهيت و نيشا نرمال ميشن يا آنرمال ؟

  • غیر عادی

    not conforming to rule or system

    Either these people are abnormal or I am a bit strange.

    یا این آدما خیلی غیر عادی هستن یا من عجیب هستم

  • غیرعادی

    Doctor Herzenstube roundly declared that the abnormality of the prisoner's mental faculties was self evident.

    هرزنستوپ خاطرنشان ساخت که وضع غیرعادی قوای فکری متهم امری مسلم است.

  • ترجمه های کمتر

    • نابهنجار
    • غیرطبیعی
    • ناهنجار
    • غیرمعمولی
    • افراطآمیز
    • استثنایی
    • زیاده
    • (کودک) عقب افتاده
    • بیش از حد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abnormal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abnormal" با ترجمه به فارسی

  • اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
  • كاركرد غيرطبيعي (فيزيولوژي)
  • آبزدایی · اتلاف غیر طبیعی آب · اتلاف فیزیولوژیک آب · خشکیدگی
  • اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
  • بی قاعدگی · عضو ناقص · غیر عادی بودن · ناهنجاری · نقص عضو · هر چیزی که رشد نابهنجار یا غیر عادی دارد
  • غیر عادی · ناهنجار
  • ضایعات فوق العاده –افت کاهشغیر عادی
  • معاملات غیر عادی –مبادله غیر عادی
اضافه کردن

ترجمه های "abnormal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه