ترجمه "abnormity" به فارسی
ناهنجاری, بی قاعدگی, عضو ناقص بهترین ترجمه های "abnormity" به فارسی هستند.
abnormity
noun
دستور زبان
A departure from the ordinary type: an irregularity or monstrosity. [..]
-
ناهنجاری
We have detected an abnormality on your x-ray.
ما در عکس اشعه ایکس شما، نوعی ناهنجاری را تشخیص داده ایم.
-
بی قاعدگی
-
عضو ناقص
-
ترجمه های کمتر
- غیر عادی بودن
- نقص عضو
- هر چیزی که رشد نابهنجار یا غیر عادی دارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abnormity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abnormity" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
-
كاركرد غيرطبيعي (فيزيولوژي)
-
آبزدایی · اتلاف غیر طبیعی آب · اتلاف فیزیولوژیک آب · خشکیدگی
-
(کودک) عقب افتاده · آنرمال · استثنایی · افراطآمیز · بیش از حد · زیاده · غیر عادی · غیرطبیعی · غیرعادی · غیرمعمولی · نابهنجار · ناهنجار
-
اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
-
غیر عادی · ناهنجار
-
ضایعات فوق العاده –افت کاهشغیر عادی
-
معاملات غیر عادی –مبادله غیر عادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن