ترجمه "abode" به فارسی
مقر, مسکن, خانه بهترین ترجمه های "abode" به فارسی هستند.
abode
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) Act of waiting; delay. [..]
-
مقر
noun -
مسکن
nounDorothea had again taken up her abode at Lowick Manor.
دور تا باز در ملک لوویک مسکن گزیده بود.
-
خانه
nounIn due course, they arrived at Fagin's abode
پس از اندکی آنها به خانه فاجین رسیدند
-
ترجمه های کمتر
- اقامت
- اقامتگاه
- بودگاه
- کاشانه
- منزلگاه
- نشیمن
- فال
- ماندن
- دوران اقامت
- زمان گذشته و اسم مفعول فعل : abide
- محل اقامت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abode " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abode" با ترجمه به فارسی
-
فال
-
برف آشیان، Sanskrit हिमालयः (himālayaḥ) هیمالیا
-
فال
-
فال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن