ترجمه "abolish" به فارسی

منسوخ کردن, برانداختن, از میان بردن بهترین ترجمه های "abolish" به فارسی هستند.

abolish verb دستور زبان

To do away with wholly; to annul; to make void; to end a law, system, custom or institution [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منسوخ کردن

    verb

    imposing or abolishing a tax is a rulers decision. the throne decides

    برقرار کردن ويا منسوخ کردن ماليات از وظايف پادشاه است ، تصميم تاج وتخت هست

  • برانداختن

    just to bring independence to america. right to abolish the slave trade

    براي استقلال بخشي آمريکا. نظر به برانداختن برده فروشي

  • از میان بردن

  • ترجمه های کمتر

    • فسخ کردن
    • لغو کردن
    • ملغی کردن
    • موقوف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abolish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Abolish
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برانداختن

    just to bring independence to america. right to abolish the slave trade

    براي استقلال بخشي آمريکا. نظر به برانداختن برده فروشي

  • از ميان بردن

عباراتی شبیه به "abolish" با ترجمه به فارسی

  • از میان برده · از میان رفته · برانداخته · منسوخ · موقوف
  • حذف پست
  • برانداختنی · منسوخ کردنی · موقوف شدنی · نسخ پذیر
  • القا · براندازی · فسخ · لغو · نسخ
  • القا · براندازی · فسخ · لغو · نسخ
اضافه کردن

ترجمه های "abolish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه