ترجمه "abolishable" به فارسی
برانداختنی, منسوخ کردنی, موقوف شدنی بهترین ترجمه های "abolishable" به فارسی هستند.
abolishable
adjective
دستور زبان
Capable of being abolished. [..]
-
برانداختنی
-
منسوخ کردنی
-
موقوف شدنی
-
نسخ پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abolishable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abolishable" با ترجمه به فارسی
-
از میان برده · از میان رفته · برانداخته · منسوخ · موقوف
-
از میان بردن · برانداختن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن · موقوف کردن
-
حذف پست
-
از ميان بردن · برانداختن
-
القا · براندازی · فسخ · لغو · نسخ
-
القا · براندازی · فسخ · لغو · نسخ
-
از میان بردن · برانداختن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن · موقوف کردن
-
از میان بردن · برانداختن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن · موقوف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن