ترجمه "abolishment" به فارسی

لغو, القا, براندازی بهترین ترجمه های "abolishment" به فارسی هستند.

abolishment noun دستور زبان

The act of abolishing; abolition; destruction. - Richard Hooker [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لغو

    noun

    If the trade were to be abolished, I suggest that we do so gradually.

    اگه ما بخواهيم برده داري رو لغو کنيم پيشنهاد ميکنم تدريجي باشه

  • القا

  • براندازی

  • ترجمه های کمتر

    • فسخ
    • نسخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abolishment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abolishment" با ترجمه به فارسی

  • از میان برده · از میان رفته · برانداخته · منسوخ · موقوف
  • از میان بردن · برانداختن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن · موقوف کردن
  • حذف پست
  • از ميان بردن · برانداختن
  • برانداختنی · منسوخ کردنی · موقوف شدنی · نسخ پذیر
  • از میان بردن · برانداختن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن · موقوف کردن
  • از میان بردن · برانداختن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن · موقوف کردن
  • از میان بردن · برانداختن · فسخ کردن · لغو کردن · ملغی کردن · منسوخ کردن · موقوف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "abolishment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه