ترجمه "abnormality" به فارسی

نابهنجاری, بی قاعدگی, غیر عادی بودن بهترین ترجمه های "abnormality" به فارسی هستند.

abnormality noun دستور زبان

The state or quality of being abnormal; variation; irregularity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نابهنجاری

    subjectively defined behavioral characteristic, assigned to those with rare or dysfunctional conditions

    Secondly,as Marge doesn't know anything about your abnormality

    دوم این که چون ما رج از نابهنجاری تو چیزی نمیدونه

  • بی قاعدگی

  • غیر عادی بودن

    and how they were somewhat abnormal

    و اینکه چطور اونها قدری غیر عادی بودن نوشته

  • ترجمه های کمتر

    • وضع غیر عادی
    • چیز غیر طبیعی
    • چیز غیر عادی
    • چیز ناهنجار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abnormality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abnormality" با ترجمه به فارسی

  • اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
  • كاركرد غيرطبيعي (فيزيولوژي)
  • آبزدایی · اتلاف غیر طبیعی آب · اتلاف فیزیولوژیک آب · خشکیدگی
  • (کودک) عقب افتاده · آنرمال · استثنایی · افراطآمیز · بیش از حد · زیاده · غیر عادی · غیرطبیعی · غیرعادی · غیرمعمولی · نابهنجار · ناهنجار
  • اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
  • بی قاعدگی · عضو ناقص · غیر عادی بودن · ناهنجاری · نقص عضو · هر چیزی که رشد نابهنجار یا غیر عادی دارد
  • غیر عادی · ناهنجار
  • ضایعات فوق العاده –افت کاهشغیر عادی
اضافه کردن

ترجمه های "abnormality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه