ترجمه "aboveground" به فارسی
در بالای سطح زمین, در قید حیات بهترین ترجمه های "aboveground" به فارسی هستند.
aboveground
adjective
noun
دستور زبان
above the surface of the ground syn. [..]
-
در بالای سطح زمین
-
در قید حیات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aboveground " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aboveground" با ترجمه به فارسی
-
اندامهاي هوايي · اندامهاي هوايي گياه · بخشهاي هوايي گياه · بخشهای هوایی
-
اندامهاي هوايي · اندامهاي هوايي گياه · بخشهاي هوايي گياه · بخشهای هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن