ترجمه "abscess" به فارسی

دمل, ماده, ورم چرکی بهترین ترجمه های "abscess" به فارسی هستند.

abscess verb noun دستور زبان

(intransitive) To form such a collection of pus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دمل

    noun

    localized collection of pus that has built up within the tissue of the body

    There you are! And I have an abscess on my finger! he mumbled.

    با غرغر گفت: عجب حکایتی است! و منو بگو که شستم دمل درآورده!

  • ماده

    noun
  • ورم چرکی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آبسه
    • پیله
    • نباور
    • کورک
    • آبسه کردن
    • دمل کردن
    • ماده کردن
    • ورم و چرک کردن
    • پیله کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abscess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abscess" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "abscess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه