ترجمه "abscission" به فارسی
ریزش, فرابرش, قطع بهترین ترجمه های "abscission" به فارسی هستند.
abscission
noun
دستور زبان
The act or process of cutting off. [..]
-
ریزش
noun -
فرابرش
-
قطع
noun
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی - جدایی و ریزش میوه یا برگ از تنه گیاه)ریزش
- بریدن و در آوردن
- ریزش (فیزیولوژی گیاهی)
- قطع کردن (مثلا در جراحی)
- پیش بریدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abscission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن