ترجمه "absence" به فارسی

غیاب, غیبت, فقدان بهترین ترجمه های "absence" به فارسی هستند.

absence noun دستور زبان

A state of being absent or withdrawn from a place or from companionship; -- opposed to presence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیاب

    noun

    Undoubtedly, she had noticed that my appearances always coincided with her husband's absences, but she never let on.

    بیتردید میفهمید که همیشه در غیاب شوهرش سر و کله من پیدا میشود، اما هرگز به رخم کشید.

  • غیبت

    noun

    Strong as his nature was, the absence of Marius had wrought some change in him.

    طبیعت محکمش هرچه بود، غیبت ماریوس چیزهایی در او عوض کرده بود.

  • فقدان

    This child lived, in this absence of affection, like the pale plants which spring up in cellars.

    این کودک، مانند گیاهان پریده رنگی که در سردابها میرویند در این فقدان محبت میزیست.

  • ترجمه های کمتر

    • عدم
    • نبودن
    • پریشانی
    • نبود
    • غایب بودن
    • غیبت،غیاب
    • نهستی (در برابر: presence)
    • پرتی (حواس)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " absence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "absence" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "absence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه