ترجمه "absorption" به فارسی

جذب, درونجذبی, درآشامي بهترین ترجمه های "absorption" به فارسی هستند.

absorption noun دستور زبان

The act or process of absorbing or sucking in anything. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جذب

    White-light pinpoints pulse along the length of the headgear and are reread after absorption through their brain tissue.

    و پس از جذب در بافت مغزيشون دوباره خونده ميشه

  • درونجذبی

  • درآشامي

  • ترجمه های کمتر

    • درآشامی
    • درجذبش
    • درکشی
    • ربایش
    • مجذوبیت
    • شیفتگی
    • دلبستگی
    • (زیست شناسی) جذب موادغذایی و دارو
    • (فیزیک) درآشامندگی
    • جذب (شیمی)
    • جذب، ادغام
    • جلب توجه
    • در آشامش
    • مجذوب شدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " absorption " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "absorption" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "absorption" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه