ترجمه "absorbing" به فارسی
جالب, جاذب, جذاب بهترین ترجمه های "absorbing" به فارسی هستند.
absorbing
adjective
verb
دستور زبان
Engrossing. [..]
-
جالب
adjectiveThe concise message they contain is absorbing and informative.
پیام مختصر و مفید آن، جالب و آموزنده است.
-
جاذب
Now, this is clearly extremely soft and absorbent cotton.
اين ، به وضوح يه نخ بي نهايت لطيف و جاذب هست
-
جذاب
adjectivei find my work absolutely fascinating and absorbing
من کارم را يک کار مطلقا جذاب و دلربا ميبينم
-
ترجمه های کمتر
- درآشام
- دراشام
- چشم گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absorbing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "absorbing" با ترجمه به فارسی
-
(توجه کسی را) جلب کردن · (تکان یا ضربه را) تحمل کردن · (نور و صدا را) خفه کردن · آشامیدن · به خود کشیدن · به عهده گرفتن (هزینه و مخارج) · جذب کردن · جذب کردن (بدون بازتاب یاپژواک) · جذب کردن،تخصیص · خروشان کردن · درآشامیدن · درشت نوشتن · درمکیدن · درکشیدن · فراگرفتن · فرو بردن · قورت دادن · مجذوب کردن · مغروق کردن · مکيدن
-
(مکانیک) ضربه گیر · تکانکاه · فنر · کمک فنر · کمکفنر · کوبه گیر
-
قابلیت جذب شدن · مجذوبیت
-
جاذب · دارای خاصیت جذب · درآشام · درآشامنده · صدا خفه کن · فروخور · نم گیر · نورگیر · هر چیزی که (نور یا رطوبت و غیره را) جذب می کند · کشنده
-
جاذب · دارای خاصیت جذب · دراشام · درکش
-
پنبه ی جذب کننده (پنبه ای که دارای جاذبه ی بیشتری است و در جراحی به کار می رود) · پنبه ی جراحی
-
جاذب
-
جاذبیت · جذب · قابلیت جذب · قدرت جذب · کشندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن