ترجمه "absorb" به فارسی
آشامیدن, فراگرفتن, درآشامیدن بهترین ترجمه های "absorb" به فارسی هستند.
absorb
verb
دستور زبان
(transitive) To include so that it no longer has separate existence; to swallow up; to engulf; to overwhelm; to cause to disappear as if by swallowing up; to use up; to incorporate; to assimilate. [..]
-
آشامیدن
verb -
فراگرفتن
-
درآشامیدن
-
ترجمه های کمتر
- درمکیدن
- درکشیدن
- مکيدن
- (توجه کسی را) جلب کردن
- (تکان یا ضربه را) تحمل کردن
- (نور و صدا را) خفه کردن
- به خود کشیدن
- به عهده گرفتن (هزینه و مخارج)
- جذب کردن
- جذب کردن (بدون بازتاب یاپژواک)
- جذب کردن،تخصیص
- خروشان کردن
- درشت نوشتن
- فرو بردن
- قورت دادن
- مجذوب کردن
- مغروق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absorb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "absorb" با ترجمه به فارسی
-
(مکانیک) ضربه گیر · تکانکاه · فنر · کمک فنر · کمکفنر · کوبه گیر
-
قابلیت جذب شدن · مجذوبیت
-
جاذب · جالب · جذاب · درآشام · دراشام · چشم گیر
-
جاذب · دارای خاصیت جذب · درآشام · درآشامنده · صدا خفه کن · فروخور · نم گیر · نورگیر · هر چیزی که (نور یا رطوبت و غیره را) جذب می کند · کشنده
-
جاذب · دارای خاصیت جذب · دراشام · درکش
-
پنبه ی جذب کننده (پنبه ای که دارای جاذبه ی بیشتری است و در جراحی به کار می رود) · پنبه ی جراحی
-
جاذب
-
جاذبیت · جذب · قابلیت جذب · قدرت جذب · کشندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن