ترجمه "absorbency" به فارسی
جذب, جاذبیت, کشندگی بهترین ترجمه های "absorbency" به فارسی هستند.
absorbency
noun
دستور زبان
The characteristic of being absorbent. [..]
-
جذب
nounTom got so absorbed in his work that he forgot to eat.
تام به قدری جذب کارش شده بود که یادش میرفت غذا بخورد.
-
جاذبیت
-
کشندگی
-
ترجمه های کمتر
- قابلیت جذب
- قدرت جذب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absorbency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "absorbency" با ترجمه به فارسی
-
(توجه کسی را) جلب کردن · (تکان یا ضربه را) تحمل کردن · (نور و صدا را) خفه کردن · آشامیدن · به خود کشیدن · به عهده گرفتن (هزینه و مخارج) · جذب کردن · جذب کردن (بدون بازتاب یاپژواک) · جذب کردن،تخصیص · خروشان کردن · درآشامیدن · درشت نوشتن · درمکیدن · درکشیدن · فراگرفتن · فرو بردن · قورت دادن · مجذوب کردن · مغروق کردن · مکيدن
-
(مکانیک) ضربه گیر · تکانکاه · فنر · کمک فنر · کمکفنر · کوبه گیر
-
قابلیت جذب شدن · مجذوبیت
-
جاذب · جالب · جذاب · درآشام · دراشام · چشم گیر
-
جاذب · دارای خاصیت جذب · درآشام · درآشامنده · صدا خفه کن · فروخور · نم گیر · نورگیر · هر چیزی که (نور یا رطوبت و غیره را) جذب می کند · کشنده
-
جاذب · دارای خاصیت جذب · دراشام · درکش
-
پنبه ی جذب کننده (پنبه ای که دارای جاذبه ی بیشتری است و در جراحی به کار می رود) · پنبه ی جراحی
-
جاذب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن