ترجمه "abstinence" به فارسی
پرهیز, ریاضت, پرهیزگاری بهترین ترجمه های "abstinence" به فارسی هستند.
abstinence
noun
دستور زبان
The act or practice of abstaining, refraining from indulging a desire. [..]
-
پرهیز
nounThough I would recommend a further period of abstinence.
با این حال پیشنهاد میکنم برای مدتی بیشتری پرهیز رو ادامه بدید
-
ریاضت
nounno one knew whether because of the involuntary exercise, the winter tedium or the imposed abstinence
کسی نمیدانست که این کار و فعالیت غیر داوطلبانهی او ناشی از اوقات کسالتآور زمستان است یا ناشی از ریاضت تحمیلی،
-
پرهیزگاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- خودداری
- تقوا
- پارسایی
- امساک
- پرهیزکاری
- خویشتنداری
- (در غذا و نوشیدنی ها) پرهیز کردن
- (کاتولیک) خودداری از گوشت خواری در روزهای خاصی از هفته
- میانه روی کردن
- کف نفس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abstinence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abstinence
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Abstinence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Abstinence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "abstinence" با ترجمه به فارسی
-
۱ . اصول و یا تمرین افرادی که با انضباط فردی جدی , پرهیز از ریاضت و ریاضت به خاطر انضباط روحی یا معنوی وارد عمل میشوند , بیشتر در مورد ریاضت در قرآن وجود ندارد . به خاطر داشته باشید که زندگی
-
مرتاض · پارسامنش · پرهیزکار
-
پرهیز جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن