ترجمه "absurdity" به فارسی
پوچی, بیهودگی, نامعقولی بهترین ترجمه های "absurdity" به فارسی هستند.
absurdity
noun
دستور زبان
(uncountable) The quality of being absurd or inconsistent with obvious truth, reason, or sound judgment. [..]
-
پوچی
nounGeorgiana, a more vain and absurd animal than you was certainly never allowed to cumber the earth.
جیورجیانا، اگر جانوری به بیفایدگی و پوچی تو بود مسلماً هرگز مجاز نبود که سربار کره زمین باشد.
-
بیهودگی
Now think of the absurdity of this situation.
اکنون در مورد بیهودگی این وضعیت فکر کنید.
-
نامعقولی
-
ترجمه های کمتر
- نفهمی
- مطابقت
- امر محال
- بی معنایی
- حرف نامربوط
- عقیده یا چیز پوچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absurdity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "absurdity"
عباراتی شبیه به "absurdity" با ترجمه به فارسی
-
حرف های بی معنی · مزخرفات
-
(منطق) باطل · احمقانه · بی معنی · عبث · غیرمنطقی · محال · مزخرف · مسخره آمیز · مضحک · مهمل · نامعقول · ناپسند · هجو · پوچ · گزافه · یاوه
-
(ادبیات قرن 02) تئاتر پوچی · نمایش پوچی
-
پوچی
-
تئاتر پوچی
-
هیچانگاری
-
اي عجب
-
بى معنى · نامعقول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن