ترجمه "Absurd" به فارسی
نامعقول, بى معنى, نامعقول بهترین ترجمه های "Absurd" به فارسی هستند.
-
نامعقول
I put my request in an absurd, almost insolent form.
من تقاضایم را نامعقول و تقریباً اهانت آمیزی زبان آوردم، دوشیزه ایر.
-
بى معنى
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Absurd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Contrary to reason or propriety; obviously and flatly opposed to manifest truth; inconsistent with the plain dictates of common sense; logically contradictory; nonsensical; ridiculous. [..]
-
نامعقول
adjectiveI put my request in an absurd, almost insolent form.
من تقاضایم را نامعقول و تقریباً اهانت آمیزی زبان آوردم، دوشیزه ایر.
-
پوچ
adjectiveNothing could now be clearer than the absurdity of her recent fancies.
دیگر واضح بود که خیالاتش چه قدر پوچ و واهی بوده.
-
مزخرف
adjectiveIt's absurd to talk like that, he said impatiently.
با بیحوصلگی گفت: این حرفها همهاش مزخرف است.
-
ترجمه های کمتر
- مضحک
- یاوه
- عبث
- غیرمنطقی
- مهمل
- هجو
- احمقانه
- محال
- ناپسند
- گزافه
- (منطق) باطل
- بی معنی
- مسخره آمیز
عباراتی شبیه به "Absurd" با ترجمه به فارسی
-
حرف های بی معنی · مزخرفات
-
(ادبیات قرن 02) تئاتر پوچی · نمایش پوچی
-
پوچی
-
تئاتر پوچی
-
هیچانگاری
-
امر محال · بی معنایی · بیهودگی · حرف نامربوط · عقیده یا چیز پوچ · مطابقت · نامعقولی · نفهمی · پوچی
-
اي عجب