ترجمه "abstruse" به فارسی
پیچیده, پنهان, غامض بهترین ترجمه های "abstruse" به فارسی هستند.
abstruse
adjective
دستور زبان
remote from apprehension; difficult to comprehend or understand; recondite; as in abstruse learning. [..]
-
پیچیده
adjectiveIf that seems like some strange, abstruse thing,
اگر کمی عجیب و پیچیده به نظر می رسد،
-
پنهان
adjective -
غامض
No systems; many works. Abstruse speculations contain vertigo;
اسلوب هیچ، و عمل بسیار، مباحث نظری غامض حاوی سرگیجهاند.
-
ترجمه های کمتر
- بغرنج
- مغلق
- ژرف
- مبهم
- پوشیده
- دشوار
- مشکل
- سخت آموز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abstruse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abstruse" با ترجمه به فارسی
-
تعقید · غامض بودن · پیچیدگی · گمنامی
-
باتعقید · بطورغامض · بطورپیچیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن