ترجمه "abstractive" به فارسی
آهنجشی, انتزاعی, تجریدگر بهترین ترجمه های "abstractive" به فارسی هستند.
abstractive
adjective
دستور زبان
Having the power of abstracting; of an abstracting nature. [..]
-
آهنجشی
-
انتزاعی
That process is entirely abstract and very, very unusual.
اين فرآيند کاملا بصورت انتزاعی، و خيلی خيلی غير معموليه.
-
تجریدگر
-
ترجمه های کمتر
- تجریدی
- مجردساز
- منتزع کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abstractive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abstractive" با ترجمه به فارسی
-
سیستمهای مجرد
-
انتزاعى · خيالى · نظرى
-
پویانمایی انتزاعی
-
اسم معنی
-
اندیشه مجرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن