ترجمه "abstractly" به فارسی
بطورمجرد, بطورمطلق, مطلقا بهترین ترجمه های "abstractly" به فارسی هستند.
abstractly
adverb
دستور زبان
In an abstract state or manner; separately; absolutely; by itself; as, matter abstractly considered. [..]
-
بطورمجرد
-
بطورمطلق
-
مطلقا
-
بخودی خود
So I think what we need to do is to conceive of the issue more abstractly,
پس فکر می کنم آنچه لازم است انجام دهیم باور داشتن هر چه بیشتر مساله بخودی خود است،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abstractly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن