ترجمه "abstraction" به فارسی

تجرید, انتزاع, حواس پرتی بهترین ترجمه های "abstraction" به فارسی هستند.

abstraction noun دستور زبان

The act of abstracting, separating, or withdrawing, or the state of being withdrawn; withdrawal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجرید

    noun

    act of abstracting [..]

    and gazed with a curious abstraction at his antagonist.

    و با تجرید عجیبی به حریف خود نگریست.

  • انتزاع

    technique for arranging complexity of computer systems

    It's because you're all doing a cross-model synesthetic abstraction,

    بخاطر اینه که شما همتون دارید از متصل بودن مناطق — انتزاع همحسی — استفاده میکنید

  • حواس پرتی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آهنجش
    • برآهنجش
    • غیرعملی
    • اختلاس
    • جداسازی
    • تصفیه
    • سرقت
    • اسم معنی
    • امر انتزاعی
    • تجرید (ریاضیات)
    • تصویر آبستره
    • غیر واقع بینانه
    • پریشان خیالی
    • چیز مجرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abstraction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abstraction" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "abstraction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه