ترجمه "abstracted" به فارسی
حواس پرت, مجزا, پریشان خیال بهترین ترجمه های "abstracted" به فارسی هستند.
abstracted
adjective
verb
دستور زبان
Separated or disconnected; withdrawn; removed; apart. [..]
-
حواس پرت
adjectiveHe was at once eager and abstracted.
وی آدمی بود هم مشتاق و هم حواس پرت.
-
مجزا
adjective -
پریشان خیال
adjective
-
ترجمه های کمتر
- برآهیخته
- بی حواس
- جدا شدن
- سرگرم به خود
- غیرموجود
- مات
- مجزا شده
- مختصر
- منتزع
- گیج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abstracted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abstracted" با ترجمه به فارسی
-
سیستمهای مجرد
-
انتزاعى · خيالى · نظرى
-
پویانمایی انتزاعی
-
اسم معنی
-
اندیشه مجرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن