ترجمه "abyss" به فارسی
مغاک, ورطه, هاویه بهترین ترجمه های "abyss" به فارسی هستند.
A bottomless or unfathomed depth, gulf, or chasm; hence, any deep, immeasurable, and, specifically, hell, or the bottomless pit. [..]
-
مغاک
nounbottomless or unfathomed depth [..]
He staggered and fell, grasped vainly at the stone, and slid into the abyss.
تلوتلو خورد و افتاد و به عبث به سنگ چنگ انداخت و درون مغاک فرو غلتید.
-
ورطه
nounlike plunging down into a bottomless abyss into yawning caverns of despair.
مثل اینکه در ورطه بیانتهائی سقوط میکرد و به غارهای دهنباز یأس فرو میافتاد.
-
هاویه
21 John also “saw an angel coming down out of heaven with the key of the abyss and a great chain in his hand.”
۲۱ یوحنّا همچنین ‹فرشتهای را دید که از آسمان نازل میشود و کلید هاویه را دارد و زنجیری بزرگ بر دست وی است.›
-
ترجمه های کمتر
- قعر
- چهچال
- ژرفنا
- هیولا
- (الهیات) خلا اولیه و آشفتگی عوامل کائنات قبل از خلقت
- اعماق (دریا)
- بسیار عمیق
- دارای شدت یا ژرفای سنجش ناپذیر
- شکاف ژرف (در زمین)
- ژرف گسله
- ژرف گودال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abyss " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Abyss" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Abyss در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "abyss"
عباراتی شبیه به "abyss" با ترجمه به فارسی
-
مغاکی · ژرف · گردابی
-
محيط زيست ژرف · محیط زیست مغاکی · منطقه مغاكي
-
محيط زيست ژرف · محیط زیست مغاکی · مغاکی · منطقه مغاكي · منطقه مغاکی · ناحیه ی ژرف کف اقیانوس ها (که در آنجا حیوانات کور هستند و گیاهی نمی روید)
-
خندق · سنگر · چال