ترجمه "acceptant" به فارسی
مقبل, پذیرشگر, پذیرنده بهترین ترجمه های "acceptant" به فارسی هستند.
acceptant
adjective
noun
دستور زبان
accepting; receiving. [..]
-
مقبل
-
پذیرشگر
-
پذیرنده
His words showed a nice discrimination between the grossness of the vulgar, which he deplored but accepted, and the finer taste of the elect.
سخنان وی نمایانگر قوه تمیز خوبی بود میان زشتی و ناهنجاری عامیانه، که از آن بیزار بود، ولی پذیرنده، و بهترین سلیقههای گزینشی.
-
ترجمه های کمتر
- مشتاق
- آماده ی قبول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acceptant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acceptant" با ترجمه به فارسی
-
امتناع تحویل گرفتن کار
-
ریسک قابل قبول پذیرش نادرست
-
پذیرش منفعل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن