ترجمه "accidence" به فارسی
مبتدیات, اساس, (دستور زبان) صرف واژه بهترین ترجمه های "accidence" به فارسی هستند.
accidence
noun
دستور زبان
The accidents, of inflections of words; the rudiments of grammar - John Milton [..]
-
مبتدیات
-
اساس
nounYou free yourself from the Law of Accident by living your life by design.
شما وقتی بر اساس طراز کار کردید از کنار قانون تصادف رد میشوید.
-
(دستور زبان) صرف واژه
-
ترجمه های کمتر
- اصول اولیه
- تغییرات صرفی
- دستور مقدماتی
- ساخت واژه
- صورت های صرفی
- پیش امد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accidence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accidence" با ترجمه به فارسی
-
میزان تکرار حادثه
-
سکته · سکته ناقص
-
قوه قهریه
-
در معرض حادثه · سانحه پذیر · مستعد تصادف
-
حوادث ناشی از کار
-
پیشگیری از حادثه
-
بیمه تصادف حادثه
-
آفت · اتفاق · حادثه · سانحه · پیش آمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن