ترجمه "acclamation" به فارسی
تحسین, استقبال, هلهله بهترین ترجمه های "acclamation" به فارسی هستند.
acclamation
noun
دستور زبان
A shout of approbation, favor, or assent; eager expression of approval; loud applause. [..]
-
تحسین
A great outburst of acclamations covered the vibrating treble of the life and soul of the party.
غریو ناگهانی تحسین نوای مرتعش حیات و روح آن جمع را پوشش داد.
-
استقبال
It was hailed with an enthusiastic acclamation.
هلهلهیی وجد آمیز این کلمات را استقبال کرد.
-
هلهله
the multitude awards on the spot, and by acclamation, to whomsoever attains his object, in whatsoever it may consist.
مردم فرومایه بیک کرشمه و با یک هلهله به هرکس که به مقصود رسیده باشد، این مقصود از هر قبیل که باشد، اعطاء میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- تشویق
- افرین
- شادباش
- هورا
- آفرین
- ابراز احساسات
- اخذ رای زبانی (از طریق کف زدن و هلهله و بدون شمارش آرا)
- رای شفاهی
- کف زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acclamation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acclamation" با ترجمه به فارسی
-
شایان افرین · قابل تحسین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن