ترجمه "accordion" به فارسی
آکاردئون, آکوردئون, (مثل آکاردئون یا دم آهنگری) تا شونده بهترین ترجمه های "accordion" به فارسی هستند.
accordion
verb
noun
دستور زبان
A small, portable, keyed wind instrument, whose tones are generated by play of the wind from a squeezed bellows upon free metallic reeds. [..]
-
آکاردئون
A small, portable, keyed wind instrument
The man who owns that accordion is this boy's father.
صاحب اين آکاردئون ، پدر اين پسر بوده
-
آکوردئون
musical instrument
hoarsely asking the accordion player to go faster.
با صدای گرفته سر نوازنده آکوردئون داد میکشید تندتر!
-
(مثل آکاردئون یا دم آهنگری) تا شونده
-
ترجمه های کمتر
- (مثل فانوس دوربین های عکاسی) جمع شونده
- روی هم تا شونده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accordion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "accordion"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن