ترجمه "ache" به فارسی

درد, اشتیاق, الم بهترین ترجمه های "ache" به فارسی هستند.

ache verb noun دستور زبان

(intransitive) To suffer pain; to be the source of, or be in, pain, especially continued dull pain; to be distressed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    dull pain

    The tongue ever turns to the aching tooth.

    زبان همیشه به دندانی که درد میکند میخورد.

  • اشتیاق

    noun

    In spite of the beauty in him, and the aching desire to create, it was for her that he struggled.

    با وجود زیبایی درونی مارتین و اشتیاق دردآوری که به آفرینندگی داشت تمام تلاشهایش برای روت بود.

  • الم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه) آرزو کردن
    • احساس ترحم و همدردی کردن
    • از ته دل خواستن
    • بی تاب بودن
    • درد مداوم
    • درد کردن یا داشتن (به طور مداوم)
    • دل کسی برای چیزی پر زدن
    • سوزش داشتن
    • غصه خوردن
    • مشتاق بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ache " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ache proper

A language spoken by the Yi people of South-Western China. [..]

+ اضافه کردن

"Ache" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ache در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ACHE
+ اضافه کردن

"ACHE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ACHE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ache"

عباراتی شبیه به "ache" با ترجمه به فارسی

  • درد دار · درد گرفته · پر درد
  • درد · دردناک · رنج · پردرد
  • درد معده · دل درد · شکم درد
  • ACH
    (بانکداری) مخفف : مرکز پایاپای خودکار · دفتر تهاتر خودکار
  • خشخاش وحشی · دردسر · سردرد
  • درد ماهيچه
  • درد · دردناک · رنج · پردرد
اضافه کردن

ترجمه های "ache" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه