ترجمه "ached" به فارسی

درد دار, درد گرفته, پر درد بهترین ترجمه های "ached" به فارسی هستند.

ached verb

Simple past tense and past participle of ache. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد دار

    I'm saying that I am thirsty and my head aches.

    دارم ميگم که تشنه ام و سَر درد دارم

  • درد گرفته

    My chest ached at the thought of leaving all this behind.

    سینهام از فکر پشت سر گذاشتن همهی اینها درد گرفت.

  • پر درد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ached " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ached" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) آرزو کردن · احساس ترحم و همدردی کردن · از ته دل خواستن · اشتیاق · الم · بی تاب بودن · درد · درد مداوم · درد کردن یا داشتن (به طور مداوم) · دل کسی برای چیزی پر زدن · سوزش داشتن · غصه خوردن · مشتاق بودن
  • درد · دردناک · رنج · پردرد
  • درد معده · دل درد · شکم درد
  • ACH
    (بانکداری) مخفف : مرکز پایاپای خودکار · دفتر تهاتر خودکار
  • خشخاش وحشی · دردسر · سردرد
  • درد ماهيچه
  • (عامیانه) آرزو کردن · احساس ترحم و همدردی کردن · از ته دل خواستن · اشتیاق · الم · بی تاب بودن · درد · درد مداوم · درد کردن یا داشتن (به طور مداوم) · دل کسی برای چیزی پر زدن · سوزش داشتن · غصه خوردن · مشتاق بودن
  • درد · دردناک · رنج · پردرد
اضافه کردن

ترجمه های "ached" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه