ترجمه "acknowledged" به فارسی
اذعان شده, اعلام شده, تصدیق شده بهترین ترجمه های "acknowledged" به فارسی هستند.
acknowledged
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of acknowledge. [..]
-
اذعان شده
-
اعلام شده
-
تصدیق شده
adjective -
ضمنی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acknowledged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acknowledged" با ترجمه به فارسی
-
اذعان · اشاره · اعتراف · اعتراف رسمی · اعلام وصول (نامه و غیره) · اقرار · اقرارنامه · تذکر · تشکر · تصدیق · تصدیق نامه · تقدیر · جواب · رسید · سپاسگزاری · شهادت نامه · قبول · قدردانی
-
)نتخانش تيمسر هب( ندرك قيدصت
-
اعلام وصول
-
(دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن · آشنایی دادن · اذعان کردن · اعتراف کردن · اعتنا کردن · اقرار کردن · تاييد كردن · تشکر کردن · تصدیق محضری کردن · تصدیق کردن · جواب دادن · جواب سلام دادن · رسید دادن · رسید چیزی را اعلام کردن · سپاسگزاری کردن · صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن · قدردانی کردن · محل گذاشتن
-
اعتراف · اعلامیه،تصدیق،شناسایی،تایید · اقرار · تاييد · تصدیق · رسید · قبول
-
اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
-
اعتراف کننده · تصدیق کننده · رسیدگوینده · قبول کننده
-
(دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن · آشنایی دادن · اذعان کردن · اعتراف کردن · اعتنا کردن · اقرار کردن · تاييد كردن · تشکر کردن · تصدیق محضری کردن · تصدیق کردن · جواب دادن · جواب سلام دادن · رسید دادن · رسید چیزی را اعلام کردن · سپاسگزاری کردن · صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن · قدردانی کردن · محل گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن