ترجمه "acknowledging" به فارسی

اعتراف کردن, تصدیق کردن, شناختن بهترین ترجمه های "acknowledging" به فارسی هستند.

acknowledging verb

Present participle of acknowledge. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتراف کردن

    Verb

    Even Flynn's most ardent supporters are now acknowledging a difficult truth.

    حتی هوادارای دو آتیشه فلین به این حقیقت تلخ اعتراف کردن

  • تصدیق کردن

    Did we not love mankind, so meekly acknowledging their feebleness

    ما که با نهایت سادگی ضعف بشریت را تصدیق کرده

  • شناختن

    verb

    He was forced to acknowledge that goodness did exist.

    ناگزیر از باز شناختن این نکته بود که نیکویی در دنیا وجود دارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " acknowledging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "acknowledging" با ترجمه به فارسی

  • اذعان · اشاره · اعتراف · اعتراف رسمی · اعلام وصول (نامه و غیره) · اقرار · اقرارنامه · تذکر · تشکر · تصدیق · تصدیق نامه · تقدیر · جواب · رسید · سپاسگزاری · شهادت نامه · قبول · قدردانی
  • )نتخانش تيمسر هب( ندرك قيدصت
  • اعلام وصول
  • (دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن · آشنایی دادن · اذعان کردن · اعتراف کردن · اعتنا کردن · اقرار کردن · تاييد كردن · تشکر کردن · تصدیق محضری کردن · تصدیق کردن · جواب دادن · جواب سلام دادن · رسید دادن · رسید چیزی را اعلام کردن · سپاسگزاری کردن · صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن · قدردانی کردن · محل گذاشتن
  • اعتراف · اعلامیه،تصدیق،شناسایی،تایید · اقرار · تاييد · تصدیق · رسید · قبول
  • اذعان شده · اعلام شده · تصدیق شده · ضمنی
  • اعتراف کننده · تصدیق کننده · رسیدگوینده · قبول کننده
  • (دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن · آشنایی دادن · اذعان کردن · اعتراف کردن · اعتنا کردن · اقرار کردن · تاييد كردن · تشکر کردن · تصدیق محضری کردن · تصدیق کردن · جواب دادن · جواب سلام دادن · رسید دادن · رسید چیزی را اعلام کردن · سپاسگزاری کردن · صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن · قدردانی کردن · محل گذاشتن
اضافه کردن

ترجمه های "acknowledging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه