ترجمه "acoustic" به فارسی

سمعک, صوتی, اکوستیک بهترین ترجمه های "acoustic" به فارسی هستند.

acoustic adjective noun دستور زبان

Pertaining to the sense of hearing, the organs of hearing, or the science of sounds; auditory. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سمعک

    noun
  • صوتی

    But there are no laws governing acoustic pollution yet.

    اما تاکنون هیچ قانونی حاکم بر آلودگی صوتی وجود نداشته.

  • اکوستیک

  • ترجمه های کمتر

    • آوایی
    • شنودشناختی
    • صداگیر
    • صوت شناختی
    • مربوط به صدا
    • وابسته به آلات موسیقی زهی غیر برقی
    • وابسته به شناخت خواص صوتی درساختمان (به ویژه از نظر انعکاس صدا)
    • وابسته به صدا
    • وابسته به کاربرد آلات موسیقی غیر برقی
    • پژواک شناختی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " acoustic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Acoustic

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. Winamp genre ID # 99.

+ اضافه کردن

"Acoustic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Acoustic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "acoustic" با ترجمه به فارسی

  • مصالح آکوستیکی
  • گرامافون
  • اکوستیکی · وابسته به شنوایی · وابسته به پژواک شناختی · وابسته به کنترل صدا و پژواک · پژواکی
  • از نظر پژواکی یا پژواک شناختی · نسبت به صدا یا شنوایی
  • اکوستیک · شنفتار شناسی (شاخه ای از فیزیک که با صدا و پراکندن آن به طرق مختلف سر و کار دارد) · صداشناسی · صوت شناسی · وضع صوتی · پژواک شناسی (شاخه ای از علم فیزیک که با انعکاس و کیفیت صدارسانی و غیره سر و کار دارد) · کیفیت صوتی
  • Ultra-short baseline
  • خواص صوتی
  • آواشناسی آکوستیک
اضافه کردن

ترجمه های "acoustic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه