ترجمه "acting" به فارسی
بازیگری, فعال, عامل بهترین ترجمه های "acting" به فارسی هستند.
acting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Temporarily assuming the duties or authority of another person when they are unable to do their job. [..]
-
بازیگری
nounoccupation of an actor [..]
He was beginning to act now, and his voice was husky and low.
فیلیپ بازیگری را آغاز کرده بود و صدایش غمالود بود و آهسته.
-
فعال
nounWhen the cat's away, the vice principal becomes acting principal.
وقتي گربهِ ميره ، مدير اصلي ، ميشه مدير فعال
-
عامل
nounHe said, 'A body in motion tends to remain in motion unless acted upon by an external force.
اگر عامل بازدارندهای درکار نباشد، هر شیء در حال حرکت همچنان به حرکت خود ادامه میدهد.
-
ترجمه های کمتر
- بازی
- هنرپیشگی
- جانشین
- سرپرست
- کنشی
- اجرای نقش
- انجام دهنده
- ایفای نمایش
- برای اجرا روی صحنه آماده یا تعدیل شده
- سرپرست (مدیر موقت)
- قائم مقام
- متصدی موقت کفیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acting" با ترجمه به فارسی
-
اساسنامه
-
اعمال رسولان
-
بازی رایانهای اکت آف وار
-
قانون اتحادیه صنفی و روابط کار
-
(تاریخ انگلیس و امریکا) لایحه ی تمبر (که امریکاییان را مجبور می کرد مالیات اضافه بدهند: 6
-
(انجیل) کتاب اعمال ( عنوان کامل آن : the Acts of the Apostles) · احكام · حقوق · قانونگذاری
-
جماعت فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن