ترجمه "activation" به فارسی
فعال سازی, فعال شدن بهترین ترجمه های "activation" به فارسی هستند.
activation
noun
دستور زبان
Making active and effective. [..]
-
فعال سازی
The chain of events that results in the creation of a COM object and returning a valid pointer to an interface on that object.
I might be able to wake up the device with an activation code.
ممکنه بتونم دستگاه رو فعال کنم با یک کد فعال سازی
-
فعال شدن
You have four hours before the virus is active.
تو چهار ساعت تا فعال شدن ويروس وقت داري.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " activation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "activation" با ترجمه به فارسی
-
هزینه یابی بر مبنای فعالیت
-
فعالیت های تامین مالی
-
فعالیت های حمایتی
-
بایگانی جاری
-
محیط فعال لیزر
-
گزارش فعالیت روزانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن