ترجمه "active" به فارسی

معلوم, فعال, آکتیو بهترین ترجمه های "active" به فارسی هستند.

active adjective noun دستور زبان

Having the power or quality of acting; causing change; communicating action or motion; acting; — opposed to passive, that receives; as, certain active principles; the powers of the mind. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معلوم

    adjective

    in grammar [..]

  • فعال

    adjective

    Expressing action rather than a state of being. [..]

    This is Huntress with an active air defense scramble.

    . اينجا شکارچي ، فعال کردن خيزش پدافند هوايي.

  • آکتیو

    having the quality or power of acting

  • ترجمه های کمتر

    • چست
    • فعالانه
    • چابک
    • کاری
    • عملی
    • ساعی
    • سریع
    • جدی
    • دایر
    • پویا
    • کنشور
    • پرتکاپو
    • کنا
    • پابرجا
    • موثر
    • (دستور زبان) معلوم (در مقابل مجهول)
    • به قوت خود باقی (بودن)
    • به کار انداخته شده
    • حاضر به خدمت
    • در حال کار
    • سریع الانتقال
    • عضو فعال (سازمان یا حزب و غیره)
    • قادر به عمل
    • مشغول عمل
    • پر جنب و جوش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " active " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ACTIVE
+ اضافه کردن

"ACTIVE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ACTIVE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "active" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "active" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه